اصطلاح ها و عبارتها و جملاتی که که با کلمه way ساخته می شوند.

.

By the way

راستی/ در ضمن

.

?By the way, have you seen Ali recently

راستی، علی را به تازگی ندیده ای؟

──

In the way

سرراه-به طریقی که .

Please move this chair. It’s in the way.

لطفا اين صندلي رو جابجا كن، سر راه است

.

Do your work in the way I have shown you.

در مسيري كه بهت گفتم كار كن/ فعاليت كن؟ / همونطوري كه بهت نشون دادم انجام بده

──

On the way

در مسيرِ به

.

On the way to the station, I bought some cigarettes.

در مسير ايستگاه چند نخ سيگار گرفتم

──

In this way

بدین ترتیب – از این راه

.

He saves old envelopes. In this way, he has collected a great many stamps.

او پاكت هاي قديمي رو نگه ميدارد، بدين ترتيب يك كلي تمبر جمع آوري كرده است

──

In a way

از اين رو– به نحوی – تا اندازه ای- از اين جهت

.

In a way, it’s an important book.

از اين رو آن كتاب مهمي است

──

I am on my way / on my way

در مسير ام / توي را ه ام/ (دارم میام)، تو راه، راه، راه :D

.

Anyway

به هرحال

.

No way

راه نداره ؛ امكان نداره ؛ عمرا"

.

Where there's a will, there is a way.

جایی که خواستنی باشد، راهی هم وجود دارد.

 

��